در گفتوگو با ایرنا مطرح شد؛
ذاکر اصفهانی: تهران و مسقط در تنگه هرمز سابقه طولانی همکاری دارند
رئیس پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با رد ادعای منتسب به خود درباره واگذاری حقوق دریایی عمان به ایران، تأکید کرد: روابط تهران و مسقط در تنگه هرمز سابقهای طولانی و دوستانه دارد و همکاریهای دو کشور در این آبراه راهبردی طی دهههای گذشته بدون اختلاف عمده ادامه داشته است.
در روزهای اخیر مطلبی با عنوان «عمان تمام حقوق دریایی خود را به ایران واگذار کرده است» به نقل از علیرضا ذاکر اصفهانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در برخی خبرگزاریها، سایتها و شبکههای اجتماعی منتشر و بهشدت بازنشر شد. وی در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ضمن تکذیب مطلق این مطلب و انتساب هرگونه یادداشت یا مصاحبه در این باره، به تشریح ابعاد تاریخی و حقوقی مناسبات ایران و عمان و ترتیبات امنیتی در خلیجفارس پرداخته است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی ایرنا را با علیرضا ذاکر اصفهانی، رئیس پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، مطالعه میکنید.
هیچگاه نگفتهام عمان حقوق دریایی خود را به ایران واگذار کرده است
اخیراً مطلبی به نقل از شما منتشر شده با این مضمون که عمان تمام حقوق دریایی خود را به ایران واگذار کرده است. آیا شما چنین اظهارنظری داشتهاید؟
خیر، به هیچ وجه. من قطعا و از اساس انتساب این یادداشت یا مصاحبه را به خودم تکذیب میکنم. در روزهای گذشته متوجه شدم متنی با این مضمون به نام من در فضای مجازی و برخی سایتها و خبرگزاریها منتشر و بازنشر شده است. بنده هیچگونه مصاحبهای با هیچ رسانه، خبرنگار یا سایتی در این خصوص نداشتهام و هیچ یادداشت یا اظهاری نیز در این باره منتشر نکردهام.
ممکن است این متن برداشتی نادرست یا تحریفشده از مقالات و پژوهشهای قبلی شما باشد؟
حدود ۲۰ سال پیش (سال ۱۳۸۵) مقالهای از من با موضوع «ایران و بازیگران جنگ ظفار» در فصلنامه «تاریخ روابط خارجی» وزارت امور خارجه به چاپ رسید. در آن مقاله به دلایل ورود ایران به جنگ ظفار در دهه ۵۰ شمسی و مرور آن مقطع تاریخی، روند و نتیجه آن پرداخته بودم. آن مقاله در وبسایتهای مختلف موجود است. این مقاله کاری علمی و پژوهشی است که در آن به مطالب و نوشته های دیگران و نیز اسناد و مدارک ارجاع داده شده است. اما در آن مقاله مطلقاً هیچ بحثی درباره عنوان ادعایی اخیر مطرح نشده است. آنچه امروز به نام من دستبهدست میشود هیچ ارتباطی با نوشتههای گذشته من ندارد.
من معتقدم مسئله حقوق حاکمیتی، رژیم حقوقی تنگه هرمز و آبهای سرزمینی، مبحثی تخصصی در حوزه «حقوق بینالملل» و «حقوق دریاها» است. ارزیابی حقوقی این موضوعات نیازمند بررسی حقوقدانان برجسته، کارشناسان وزارت امور خارجه، مجلس شورای اسلامی و نهاد های بالادستی مثل شعام است و نباید مباحث تخصصی حقوقی و منافع کلان ملی را به سطح جنجالهای سیاسی و رسانهای تقلیل داد.
رژیم حقوقی تنگههای بین المللی همیشه در طول تاریخ از موضوعات پر چالش در حوزه مباحث بین الملل بوده است و موضوع آن از مسایل جدید بشری است که کمتر از یک قرن سابقه دارد که بر اساس آن کشورها تعهدات حقوقی پیدا میکنند. ایران که از ساحل بسیار طولانی در خلیج فارس و دریای عمان برخوردار است امروزه در صدد ایجاد یک رژیم حقوقی و اقتصادی هوشمندانه برای این ناحیه است. این موضوعی است که آمریکا بدون در نظر گرفتن حقوق ایران آن را نادیده میگیرد و همین امر به بیثباتی در این ناحیه و تداوم جنگ منجر شده است. تصمیمات کلان کشور در تقابل با رویکرد آمریکا و حضور پایدار و شجاعانه سپاه و ارتش در آبهای جنوبی کشور در هفته های اخیر در همین راستا معنا پیدا میکند.
همکاری ایران و عمان همواره در سطح بالایی قرار داشتهاست
با توجه به تخصصی که در مسائل منطقه و خلیجفارس دارید، سابقه همکاریهای ایران و عمان در حوزه تنگه هرمز را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا موضوع تحول جدیدی است؟
خیر، این مناسبات سابقه تاریخی دارد. در اوایل تا اواسط دهه ۵۰ شمسی، زمانی که ایران تلاش میکرد حضور و نقش منطقهای خود را گسترش دهد، عمان به کمک ایران نیاز داشت و همکاریهایی شکل گرفت. اما از آن مقطع به بعد، تا جایی که مطالعات نشان میدهد، مناسبات ایران و عمان همواره دوستانه و بدون مشکل بوده است. حتی در سالهای اخیر، عمان نقش میانجی را در روابط ایران و آمریکا ایفا کرده است. در مجموع در طول دهههای گذشته روابط نزدیکی میان تهران و مسقط برای تسهیل کشتیرانی در تنگه هرمز وجود داشته و اختلاف عمدهای در این خصوص وجود نداشته است.
در مجموع روابط بین ایران و عمان همواره بعد از ورود ایران به جنگ ظفار به جز در دوره بسیار کوتاهی در سطح بالایی بوده و به ویژه روابط دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی بین این دو نسبتا متعادل ارزیابی میشود.
سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای عدم تعرض به همسایگان است
اگر به سابقه تاریخی منطقه نگاه کنیم، آیا ایران با همسایگان جنوبی خود بر سر مسائل مرزی و ترتیبات امنیتی اختلافات عمدهای داشته است؟
اگر بیگانگان به خصوص ایالات متحده پای خود را از منطقه بیرون بکشند میتوان شرایط با ثبات و توام با صلح و دوستی را در منطقه شاهد بودچالشها عمدتاً از زمانی آغاز شد که پای بریتانیا به منطقه باز شد. در دهه ۱۳۴۰ شمسی (دهه ۱۹۶۰ میلادی) که انگلستان تصمیم به خروج از خلیجفارس گرفت و قصد داشت نظم جدیدی در منطقه ایجاد کند، مسائلی نظیر انفصال بحرین از ایران یا مسایل مربوط به جزایر سهگانه مطرح شد. البته در آن مقطع نیز بیشتر حکومت وقت عراق (در زمان پهلوی) تحرکاتی علیه ایران داشت و نه شیوخ منطقه.
روابط ایران با کشورهای عربی به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس همواره با فراز و نشیب هایی به طور خاص در دوران معاصر همراه بوده است. منتها جنگ تجاوزکارانه آمریکا به ایران شرایط جدیدی را ایجاد کرد. امروزه اگر چه برخی در صدد القای این نکته هستند که ایران در پی جنگ با همسایگان خود است، واقعیت آن است که حضور نظامی ایران بر اساس سیاست کلی جمهوری اسلامی عدم تعرض و یا تجاوز به همسایگان است و اقدامات آن یک امر دفاعی است.
حضور نظامی ایران در دفاع از خود در مقابل پایگاههای منطقهای آمریکا است. پایگاههایی که از درون آنها غیر نظامیان، کودکان، خانهها و تاسیسات و زیرساخت های ایران هدف قرار میگیرند. حال آنکه در طول جنگ ۱۲ روزه و رمضان، شهروندان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ناحیه ایران مورد هدف واقع نشدهاند.
مداخله بیگانگان عامل اصلی ناامنی در آبهای جنوبی ایران است
در برخی آبراههای بینالمللی مانند تنگه مالاکا، امنیت از طریق همکاری جمعی کشورهای ساحلی تأمین شده است. آیا در خلیجفارس و تنگه هرمز در طول تاریخ الگوی مشابهی برای امنیت جمعی شکل گرفته است؟
در گذشته، مسائلی مانند راهزنی دریایی وجود داشت. بریتانیا در قرن ۱۹ تحت عنوان «سواحل متصالحه» سعی کرد نوعی ساختار ایجاد کند. آنها به بهانه ایجاد نظم منطقهای و جلوگیری از دزدی دریایی و یا خرید و فروش برده، رژیم حقوقی «تحت الحمایگی» را ایجاد کردند تا نفوذ خود را بسط دهند اما هدف انگلیسیها تامین امنیت واقعی برای مردم منطقه نبود، بلکه به دنبال حفظ منافع استعماری خود بودند.
در دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی، بریتانیا بنا به دلایلی از جمله فشار افکار عمومی داخلی و بینالمللی و هزینههای مالی، دیگر قادر به حفظ حضور استعماری مستقیم خود در این ناحیه نبود. از این رو، در دوره دولت کارگری بریتانیا، نظم جدیدی تعریف شد تا با همکاری کشورهایی نظیر ایران، نظم و نسقی جدید به منطقه داده شود.
این نظم تا چه حد توانسته پایداری خود را حفظ کند؟
این نظم امنیتی شکل گرفت و تا به امروز هم ادامه یافته است. اما در سالها و ماههای اخیر، بهواسطه مداخلات فرامنطقهای بازیگرانی مانند آمریکا، ترتیبات امنیتی منطقه دچار چالش شده و به مسئله روز تبدیل شده است؛ موضوعی که بهویژه در جریان تحولات و بحرانهای اخیر منطقه، خود را بیش از پیش نشان میدهد.
اگر بیگانگان به خصوص ایالات متحده پای خود را از منطقه بیرون بکشند میتوان شرایط با ثبات و توام با صلح و دوستی را در منطقه شاهد بود. حتی اگر ائتلافی در قالب یک بلوک امنیتی آنگونه که برخی متصورند صورت نپذیرد، کشورهای منطقه به همراه ایران میتوانند با هم و یا به صورت منفرد وارد اتحادهای امنیتی، اقتصادی مثلا در زمینه تجارت و یا سرمایه گذاری و یا تولید نفت و انرژی و یا غیره باشند.
منبع:ایرنا

